تلفن های تماس در ساعات 17 الی 21 روزهای یکشنبه الی 5 شنبه: 22394695-22394694

خیانت زن به شوهر

لطفاً این تبر کوبنده و کشنده را بر فرق تنومند زندگی زناشویی خود نکوبید!

چه رابطه ای میان تنبلی جنسی مرد و خیانت زن به او وجود دارد؟ 

علت اصلی تنبلی جنسی و یا بی میلی جنسی مرد به همسر خود در چیست؟

در سالهای اخیر طی تجربیات فراوان دریافته ام که زنان بیش از مردان طالب روابط جنسی بوده و تنها تفاوت آنها با مردان در این است که آنان به زودی تحریک نمی شوند و یا با شنیدن یا مشاهده اتفاقات جنسی به مانند مردان، آمادگی جنسی نمی یابند ولی میل و رغبت در آنان بیش از مردان است. گرچه این ادعا سالیان سال وجود داشته و برخی قبول داشتند و بعضی نیز آنرا رد می کردند ولی من خود شخصاً به چنین واقعیتی در طول مشاوره های خود دست یافته ام.

باید توجه داشت که همین میل و رغبت زیاد، مشکلات فراوانی را نیز به همراه داشته است. زیرا در طول سالیان اخیر بسیاری از مراجعینم به ویژه زنانی که به همسر خود بی وفایی یا خیانت کرده بودند، اظهار می داشتند که : ” آقای مهدی آریافر ! علت خیانت ما به شوهرانمان این بوده است که آنها قدرت پاسخگویی به نیازهای جنسی ما را نداشتند و یا در رابطه جنسی تنبل شده اند. “

خب این موضوع نشان می داد که میل و رغبت در زنان بیشتر بوده و مردان که در عنفوان جوانی و دوران سی تا چهل سالگی در مسائل جنسی بسیار موفق بودند، بعد از آن با تنبلی جنسی مواجه می گردند که این برای زنان امری غیرقابل قبول به نظر می رسد.

بطور معمول مردان میانسال نسبت به مردان جوان، دیرتر به مرحله اورگاسم می رسند و این اندازه گیری نه بر اساس هفته ها و روزه ، بلکه بر مبنای قدرت مردان از حیث دقیقه و ساعت قابل قیاس است. این نکته را باید بدانیم که هیچ مردی نمی تواند موضوع عدم تمایل جنسی خویش را در ورای سنین میانسالی مخفی نماید و ادعا کند که چون سن و سالی از وی گذشته است، قادر به رساندن زنش به مرحله اورگاسم واقعی نیست.

متأسفانه برخی از مردان در ایجاد رابطه جنسی با همسرانشان دچار خطاها و اشتباهاتی می شوند که بسیار خطرناک است. شاید زن در شبی از شوهرش تمنای جنسی داشته باشد و در این شرایط اگر مرد بگوید که : ” نه عزیزم امشب خیلی خسته ام.” تبر کوبنده و کشنده را بر فرق تنومند زندگی زناشویی خود کوبیده است. “

آنچه که در این قضیه، مهم جلوه می کند این است که مرد با همه قدرت و توانی که دارد با به زبان آوردن چنین جملاتی اقتدار خویش را از دست می دهد و در برابر زنش مجسمه ای توخالی جلوه می کند. این دسته از مردان غالباً در محل کار، پارک، سینما، خیابان، اتوبوس و … با دیدن زنان دیگر، چنان اشتهای جنسی سرسام آوری دارند که آدمی باورش نمی شود ولی با رسیدن به خانه، ادعایی عجیب و ناهمگون دارند.

براستی دلیل این تنبلی جنسی مرد چه می تواند باشد؟

اگر واقعیت را پذیرا باشیم این مشکل پیش از آنکه دلیل فیزیکی داشته باشد، دلیل روانی دارد. زیرا مرد یا آن تصورانی را که از همسر خود دارد، نمی تواند کسب نماید و یا اینکه شرایط برای رابطه جنسی جذابیت و گیرایی لازم را ندارد و باعث تحریک جنسی شوهر نمی شود.

در طول تاریخ همیشه مرد به دنبال زن بوده و با اشتهای زیادی او را طلبیده است. احساس تمایل و نیاز جنسی در مرد تا حدودی شخصیت و توانایی او را نشان می دهد. پس چگونه است که مرد با درک این حقیقت به صراحت در برابر زنش اعتراف می کند که تمایل به رابطه جنسی ندارد؟ آیا به نظر شما این به نوعی از دست دادن قدرت و اقتدار مرد نیست؟ اگر هست چرا مرد از نظر روحی خود را تا بدین حد ضعیف می شمارد؟

گسترش ارتباطات اجتماعی میان زنان و مردان، تداخل جنسیت زن و مرد در محیط کاری و بیرون باعث گردیده است که زوایه دید زنان نسبت به مسائل جنسی بیشتر شود. کسب آگاهی از مجلات، فیلم ها و شیوه های نوین ارتباط جنسی باعث گردیده که زنان امروزی نسبت به زنان دیروز ، واقع گرایانه تر و فانتزی تر عمل کنند تا سنت گرا و مغلوب.

از اینرو اگر بگوییم امروزه توازن عملیات جنسی در میان مردان و زنان نیز دچار گوناگونی و تحول شده است، چیزی به اغراق نگفته ایم. دیگر زن امروزی، همان زن چندین دهه قبل نیست که تابع خواسته و تمنای جنسی مرد باشد، بلکه او اکنون خود طراح و ترسیم کننده حالات روابط جنسی است. بنابراین زن امروزی از نظر جنسی زنی سیری ناپذیر به شمار می رود.

با توجه به چنین حقیقتی زنان استادانه عمل می کنند و وضعیت مردان در چنین شرایطی بسی حساس تر و بحرانی تر است. اگر زن از حیث مسائل جنسی محجوب و وفادار به شوهرش نباشد، هیچگاه سیری نیافته و آشکارا از ارضای تمایلات جنسی خویش بحث خواهد کرد. به همین خاطر زنان امروزی را می بایست، شاهزادگان بسیار جدی نامید.

باید اعتراف کرد که مردان نیز از چنین زنانی واهمه دارند. زیرا هرگاه مردی احساس نماید که انگیزه و میل جنسی همسرش از او بیشتر است، به قدر یقین خویشتن را فاقد قدرت و مردانگی دانسته و همیشه پایه های زندگی اش را متزلزل احساس می کند. چنین ترسی باعث می گردد که مرد در تدارک فانتزی هایی باشد که رابطه جنسی را برای زنش جداتر سازد و به همین علت است که او با دیدن زنان دیگر، یک مقایسه جنسی میان آنها و همسر خود صورت می دهد و میل جنسی اش به شدت بالا می رود اما وقتی وارد خانه می شود، دیگر میل چندانی به برقراری رابطه جنسی با همسر خود ندارد.

خطری که روابط زناشویی را تهدید می کند این است که هر اندازه که روابط جنسی میان زن و شوهر بیشتر می شود، انجام آن نیز یکنواخت تر به نظر می رسد. در چنین شرایطی زنان درصدد کسب لذات بیشتری می شوند و اگر محجوب و وفادار به شوهرشان نباشند، به سوی مرد دیگری متمایل می شوند تا رابطه جنسی جدیدی را تجربه کنند و اینگونه هست که خیانت زن به شوهر شکل می گیرد.

بدیهی است اگر مرد برای همیشه دارای سلاحی مجهز جهت دفاع از خودش نبوده و نتواند فانتزی جدیدی را در ذهن خود نسبت به همسرش ارائه دهد، مسلماً رابطه جنسی یکنواخت تر جلوه خواهد کرد. اگر زن نیز در برابری و هماهنگی جنسی مرد دچار یکنواختی شود، مرد در طلب چیزهای فانتزی جدیدی خواهد بود و به همسر خود خیانت خواهد کرد.

با این تفاسیر برای جلوگیری از هم پاشیدگی بنیان خانواده، مردان در هر شرایط سنی که باشند ، وظیفه دارند که نیاز جنسی زن را برآورده سازند. مرد اگر تصور می کند که توانایی و انرژی جنسی لازم را ندارد، باید با همراهی یک مشاور خانواده مشکل ذهنی خود را حل کند وگرنه او با ناتوانی جنسی اش زمینه بروز خیانت زن و یا شکل گیری سایر مشکلات زناشویی را فراهم نموده است.

مردان باید بدانند که زنان بسیار وفادار ،زنان بی وفا و حتی زنان خیابانی طالب مردی هستند که همیشه قدرتمند بوده و حاکمیت خویش را اثبات نماید. در واقع تخت روان جنسی زندگی در روی شاسی قوی و نیرومند مرد استوار شده است و اگر این شاسی مقاوم، محکم و مطمئن باشد، مسلماً حرکت تخت روان نیز راحت تر خواهد بود.

همچنین زنان لازم است بدانند که در برابر تنبلی جنسی مردان وظیفه و مسئولیت خطیری دارند. اگر مردی به دلایل روحی و جسمانی و حتی علمی قادر به رسیدن به مرحله اورگاسم واحد با زن خود نشد، زن نبایستی بطور آشکارا عدم توانایی مرد را به روی او بیاورد، زیرا تأثیرات سوء ابراز عدم توانایی مرد بسیار شکننده و خردکننده است و او را از همسرش دور می سازد.

زنان نیز برای حفظ زندگی مشترک خود و جلوگیری از خیانت احتمالی شوهرشان، بهتر است به کمک یک مشاور خانواده تکنیک های افزایش میل جنسی مرد را آموخته و بکاربگیرند. بدیهی است اگر زنی قادر نباشد میل جنسی شوهری که دچار تنبلی جنسی شده است را رفع نماید، قطعاً زمینه بروز اختلافات زناشویی و یا خیانت همسر خود را فراهم خواهد ساخت.

 

 

درس زندگی از تجربیات مهدی آریافر – مشاور خانواده در خصوص روابط زناشویی و خیانت همسر

چرا برخی از زنان از رابطه جنسی با همسر خود لذت نمی برند؟

براستی چه عواملی باعث می شود تا برخی از زنان میل و رغبت خود به برقراری رابطه جنسی با شوهرشان را از دست بدهند؟مهدی آریافر متخصص ترمیم روابط ناشی از خیانت همسران و عضو گروه درس زندگی با تشریح ماجرای یکی از مراجعین خود به بررسی این موضوع در سایت درس زندگی پرداخته است.این متخصص جوان که در خاطره خود با رعایت حریم خصوصی مراجعینش از اسامی فرضی خارجی بجای بهره گیری از نام های واقعی ایرانی استفاده نموده، در اینباره نوشته است:

کاترین و همسرش جف مدت ۳ سال است که با یکدیگر ازدواج کرده اند . به علت ضعف جف در برقراری رابطه جنسی دو سویه ، یعنی ارتباطی که لذت طرفین را دربرداشته باشد، کاترین به تدریج تمایل خود را برای برقراری این رابطه از دست داده و به سوی مردان دیگر گرایش می یابد، او بارها به شوهر خود خیانت کرده و با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار می کند. اکنون کاترین دیگر از اینکار خسته شده و نیز در ارتباط با شوهر خود دچار عذاب وجدان شده است. او تصمیم می گیرد تا مشکلش را با من در میان بگذارد.

کاترین در جلسه ارزیابی مشکل می گوید: ” جناب مهدی آریافر ! من هربار که با مردی رابطه جنسی برقرار می کنم ، دچار عذاب وجدان شدید می شوم و حتی دوبار هم دست بخودکشی زده ام. اکنون بجایی رسیده ام که احساس می کنم دچار تنوع طلبی جنسی شده ام و شاید باور نکنید وقتی همسرم به بدنم دست می زند احساس خیلی بدی به من دست می دهد. من از یک طرف از ارتباط جنسی با او گریزان هستم و از طرف دیگر از اینکه بارها به او خیانت کرده ام احساس عذاب وجدان شدید می کنم.”

به عنوان یک متخصص بهبود روابط درون خانوادگی نمی خواهم زن را از گناه خود در خیانت به همسرش مبری بدانم اما باید به حقایق تلخی در ارتباط با مردان اشاره کنم. بخصوص بسیاری از مردان ایرانی که اطلاعات و آگاهی چندانی در مورد نحوه ایجاد رابطه جنسی دوسویه با همسرشان ندارند.

متأسفانه بسیاری از مردان در برقراری یک رابطه جنسی دو سویه که هم تأمین کننده لذت خودشان باشد و هم لذت کافی را به زن بچشاند ، عاجزند. ارتباط جنسی خوب زن را نرم و ملایم می کند و باعث می شود دریچه ی قلبش را به روی تجربه عشق باز کند و به روشی مشخص عشق همسرش را نسبت به خودش به یاد بیاورد. لمس ماهرانه و آگاهانه شوهر، هیچ شکی در ذهن زن نمی گذارد که او برای شوهرش مهم است. ارتباط جنسی عالی به زن تسکین می دهد و به او کمک می کند با جنبه ی زنانه اش ارتباط یابد. ارتباط جنسی عالی قدرت عظیمی دارد که می تواند زوجین را به یکدیگر نزدیکتر نموده و یا از هم دور سازد.

جای تاسف است که اغلب مردان تنها به لذت جنسی خود اهمیت می دهند و برایشان مهم نیست که همسرشان هم به لذت جنسی مطلوب برسد . از طرفی برخی از آنها نیز به اشتباه احساس می کنند که زنشان همانند آنها از انجام رابطه جنسی لذت می برد اما در واقعیت اینطور نیست . به هر دو دسته فوق باید عرض کنم که تجارب من در طی سالها آموزش مهارتهای ارتباط موثر بین زوجین و بهبود روابط تخریب شده از خیانت همسران نشان می دهد که اینگونه از مردان باید منتظر وقوع خیانت و یا فروپاشی زندگی خود و یا داشتن همسرانی افسرده و فرزندانی پرخاشگر و ناموفق باشند.

مردان باید بدانند که زنان نیز همانند آنها عاشق ارتباط جنسی خوب هستند، منتها تفاوت بین زن و مرد در این است که زن اشتیاق زیادی به ارتباط جنسی ندارد مگر اینکه ابتدا نیازش به عشق و محبت ارضا شود. زن قبل از آغاز رابطه جنسی نیاز دارد احساس کند برای مرد موجودی خاص و دوست داشتنی است. متأسفانه بسیاری از مردان ایرانی بدون توجه به خواسته های عاطفی زن، تنها به انجام رابطه جنسی و عمل دخول سریع فکر می کنند و این احساس بد را در زن بوجود می آورند که او تنها برده جنسی شوهرش است و هر وقت جناب مرد بخواهد، زن باید در خدمت ارضای نیازهای جنسی او باشد.

من همواره در کارگاه های آموزشی وفادارسازی همسران بر این نکته تاکید دارم که مردان بهتر است بدانند که طبیعت آفرینش زن بگونه ای است که عشق برای او از ارتباط جنسی خیلی مهمتر است، اما وقتی نیاز به عشق ارضا شود، اهمیت ارتباط جنسی در زن نیز به شدت افزایش می یابد.

جالب است که بگویم حتی اگر زنی احساس عشق به همسرش نداشته باشد اما احتمال بدهد که مورد عشق و محبت شوهرش است، می تواند اشتیاق عمیق به ارتباط جنسی را در خودش احساس کند. اما مرد تنها به فرصت و مکان نیاز دارد تا برانگیخته شود. در آغاز ارتباط، برانگیختگی جنسی برای مردان خیلی سریع و خودبه خود صورت می گیرد.

وقتی مردی از سفر به خانه برمی گردد، ممکن است بلافاصله ارتباط جنسی بخواهد، در حالیکه همسرش به زمان نیاز دارد تا با او صحبت کند و آرام آرام به وی نزدیک شود. بدون درک چنین تفاوتی ، برای مرد خیلی راحت است که احساس کند طرد شده یا زن احساس کند که صرفاً یک برده جنسی برای شوهرش است.

این تفاوت بسیار مهم میان زنان و مردان به جنبه فیزیولوژیکی آنها برمی گردد. هورمون هایی که در بدن مرد مسئول برانگیختگی هستند، به سرعت ساخته می شوند و سپس بلافاصله بعد از اوج لذت جنسی رها می شوند. اما در زن لذت جنسی خیلی آرام ایجاد می شود و مدتی بعد از اوج لذت جنسی هم باقی می ماند. در واقع این تفاوت در عملکرد هورمونی نشان می دهد که زن قبل از اشتیاق به تحریک جنسی، ابتدا باید احساس گرمی، شهوت و جذب شدگی کند وگرنه رابطه جنسی لذتی برای او نخواهد داشت.

متأسفانه مردان توقع دارند که بدانند همسرشان را خوشحال کرده اند در حالیکه خودشان زن نیستند.

درک آنچه زنان در ارتباط جنسی می خواهند برای مردان دشوار است، چون آنها خیال می کنند از قبل به این رموز آگاهی دارند. در بیشتر موارد، مرد خیال می کند همه چیز را می داند. او به اشتباه تصور می کند که آنچه باعث خوشحالی و ارضای خودش می شود، باعث ارضای همسرش هم می گردد. وقتی زن ارضا نمی شود، شوهرش تصور نمی کند که مشکل در روش های جنسی اوست، بلکه مرد خیال می کند بی شک همسرش مشکلی دارد. شوهر درک نمی کند که نیازهای همسرش در ارتباط جنسی با نیازهای او فرق دارند.

از طرفی تعداد اندکی از مردان هم هستند که می دانند زنان در ارتباط جنسی چه می خواهند اما گرایش دارند تا آنرا فراموش کنند و به روش اشتباه خود رابطه جنسی را انجام دهند. وقتی مرد برانگیخته می شود، به طریقی همسرش را تحریک می کند که خودش دوست دارد، نه آنگونه که همسرش می پسندد. برای اینکه ارتباط جنسی در طول زمان خوب و عالی باشد. مرد باید از نیازهای متفاوتی که همسرش دارد آگاه شود و زن باید به شوهرش کمک کند تا در ارضای جنسی او موفق باشد.

خوشبختانه در طی چند جلسه با همکاری مثبت و سازنده کاترین ، مشکل تنوع طلبی جنسی او را حل کردم و به شوهرش جف نیز پیش زمینه های برقراری رابطه جنسی را آموختم. بعد از آن جلسات آموزشی، جف به اهمیت موضوع عشق ورزیدن قبل از ایجاد چنین رابطه ای پی برد. با تغییرات رفتاری جف در هنگام برقراری رابطه جنسی، کاترین نیز به زندگی خود با همسرش متعهد شد و دست از خیانت به او برداشت. اکنون یک سال است که کاترین زندگی تازه ای را با شوهرش آغاز کرده و از برقراری رابطه عاطفی و جنسی با او لذت می برد.

خواهم کرد.

چه رابطه ای میان خیانت به همسر با تکراری شدن رابطه جنسی میان زوجین وجود دارد؟

آیا تکراری و خسته کننده شدن رابطه جنسی میان زوجین ، می تواند منجر به بروز بی وفایی و خیانت همسران شود؟

یکی از مراجعینم که دندانپزشک موفقی است، در جلسه مشاوره می گفت: ” آقای حمید ایروانی علت خیانت من به شوهرم این است که رابطه جنسی مان به امری کسل کننده تبدیل شده بود. من مدتها بود که از ایجاد ارتباط جنسی با همسرم لذت نمی بردم . دیگر رابطه با او برای هیجان انگیز و خوشایند نبود، می دانم کار درستی نکرده ام اما برای پر کردن این خلاء با شخص دیگری ارتباط جنسی برقرار کردم “

همسر آن خانم هم که یک متخصص و جراح موفق است، می گفت: ” من هم با نظر همسرم موافق هستم. رابطه جنسی ما در یک سال اخیر هیچ جذابیتی برایم نداشته و از آن لذت نمی بردم. من نیز برای ایجاد تنوع و خارج شدن از این وضعیت کسل کننده با یکی از همکارانم رابطه جنسی ایجاد کرده و به همسرم خیانت کردم.”

براستی چرا چنین است؟ چرا رابطه جنسی میان زوج ها با گذشت زمان، به امری تکراری و خسته کننده تبدیل می شود؟

به عنوان یک مشاور باید عرض کنم: داشتن رابطه جنسی عالی، یعنی رابطه ای که هیچگاه تکراری و خسته کننده نشده و طرفین از انجام آن لذت کافی را ببرند، همانند هرچیز دیگری نیازمند داشتن اطلاعات جدید و فراگیری مهارت های مربوط به اتاق خواب و مهارت های مربوط به عشق ورزی است. متأسفانه اغلب مردان درباره اینکه چطور رابطه جنسی عالی داشته باشند، چیزی نیاموخته اند و فقط هنگامی که احساس خطر کرده و زندگی خود را در آستانه نابودی می بینند، به یکباره انتظار دارند تا هر طوری شده در زمینه رابطه جنسی ، فرد ماهری شوند.

مردان باید بدانند هنر انعطاف پذیری در برابر ارگاسم زن و مدت طولانی آن نسبت به مرد، داستانی کاملاً متفاوت است. بسیاری از مردان به اشتباه تصور می کنند که می دانند که چه چیزی باعث لذت و خشنودی زنان می شود، در حالیکه آنان زن نیستند و چون تلاش چندانی برای شناخت خصوصیات جنسی زنان نکرده اند، در این مورد به بیراهه می روند.

مردان برای اینکه یک س.ک.س عالی را تجربه کنند، نیازمند این هستند که بدن زن را بشناسند و هم چنین بدانند که به چه چیزهایی در وجود همسر خود می بایست توجه بیشتری داشته باشند.

برای یک مرد پی بردن به این که چه چیزهایی خشنودی و رضایت همسرش را در رختخواب فراهم می کند، مشکل است. غالباً مردان فکر می کنند که واقعاً زنان و بدن آنان را می شناسند. مردان به اشتباه تصور می کنند، آنچه را که آنها را راضی و خشنود می کند، زن ها را نیز راضی و خشنود می سازد. زمانی که یک زن ارضاء نمی شود، مرد بجای اینکه فکر کند که مشکلی در روش خودش است این تصور را دارد که مشکل از جانب خود زن است. برخی از مردان نیازهایی را که از لحاظ عاطفی در اتاق خواب برای یک زن پدید می آید و متفاوت با نیازهای آنان می باشد را نمی شناسند.

مردان برای داشتن یک رابطه جنسی کامل و عالی ، در ابتدا نیازمند این هستند که خودشان را در ارضاء نیازهای جنسی همسرشان موفق احساس کنند. این نیازها اشاره به مهارت های جدیدی دارند که نه تنها در اتاق خواب ، بلکه لزوم وجود آن در کل رابطه احساس می شود. زنان برای تکمیل رابطه جنسی، ابتدا نیاز به حمایت عاطفی در ارتباط با همسرشان دارند، اما برای مردان نیز داشتن درک صحیحی از نیازهای متفاوت جنسی همسرشان مهم است.

رابطه جنسی برای زن فرصتی، برای سهیم شدن در عشق است؛ شیوه ای که در آن همسرش را هم تغذیه می کند. رابطه جنسی، مظاهر زیبایی زن نسبت به مرد را به منصه ظهور می رساند و فرصتی را در جهت دریافت عمیق ترین رشته های عشق همسران، ایجاد می نماید.

رابطه جنسی بدون عشق دچار روزمرگی شده و برای زوجین کاری کسل کننده خواهد بود. س.ک.س عالی زمانی ایجاد می شود که عشق، بخشی از آن باشد و همین عشق است که باعث دوام و بقای آن می شود. یک زن برای داشتن رابطه جنسی کامل، در ابتدا نیازمند حمایت عاطفی است؛ البته برای مرد هم داشتن درک درستی از نیازهای متفاوت جنسی در رابطه با همسرش اهمیت زیادی دارد.

قطعاً از طریق کمک به بهبود مهارتهای مربوط به اتاق خواب و مهارت های مربوط به عشق ورزی ، زوجین می توانند بعد از گذشت سالها، بجای از دست دادن شور و اشتیاق زندگی ، یک عشق عالی و کامل را تجربه کنند.

خوشبختانه با آموزش هایی که به همسر آن خانم ارائه کردم، مهارتهای او در اتاق خواب بهبود یافت و رابطه جنسی آنها از حالت تکراری و خسته کننده به حالتی جذاب، متنوع و خوشایند تبدیل شد.

مرد با بهبود مهارتهای خود در برقراری یک س.ک.س عالی این پیام را به همسرش انتقال داد که ” تنها عشق او را در سینه دارد و دلش می خواهد همسرش نیز عاشق او باشد” . زن نیز آموخت که بجای آنکه همانند همسرش ، خلاء فقدان یک رابطه جنسی کامل را در فرد دیگری خارج از چارچوب روابط زناشویی شان جستجو کند ، به دانش و آگاهی خود در زمینه مهارت های اتاق خواب و بهبود مهارتهای جنسی با همسرش افزوده و س.ک.س عالی و متنوع با شوهر خود داشته باشد.

قطعاً وقتی زن و شوهر با روشهای متنوع و جذاب که ناشی از شناخت روحیات یکدیگر است اقدام به برقراری رابطه جنسی عالی می کنند، دیگر هیچ خلاء و شکافی در روابط جنسی شان وجود نخواهد داشت و امکان بروز بی وفایی و خیانت در روابط آنها نیز وجود نخواهد داشت.

 

درس زندگی از حمید ایروانی – مشاور و متخصص ترمیم و بازسازی زندگی زناشویی پس از خیانت

آغاز خیانت به همسر با این تصور اشتباه شکل می گیرد

آیا زن یا مردی که به همسر خود خیانت می کند ، ویژگی خاصی دارد؟

بسیاری از زوج ها تصور می کنند زن یا مردی که به همسر خود خیانت می کند، دارای خصوصیات منحصربفردی است. اما تحقیقات علمی و تجربه نشان داده است که زنان یا مردانی که در دام بی وفایی و خیانت می افتند، وِیژگی خاصی ندارند. برعکس در بسیاری از مواقع آنها بسیار ساده درگیر چنین ارتباطاتی می شوند.

موضوع بسیار ساده است: وقتی نیازهای اولیه تان برطرف نمی شود، به فکر فرو می روید و با خودتان می گویید این شرایط چندان درست ، خوب و منصفانه نیست. سپس شروع به جستجو برای یافتن شخصی برای درد و دل کردن می کنید و با خودتان می گویید: ” اگر فقط کسی را برای صحبت کردن داشتم ، چقدر عالی می شد.”

و همین ممکن است گام کوچکی برای یافتن حمایت خارج از پیوند زناشویی تان باشد . در واقع شما به اجبار به شکار چنین فردی نمی روید ، بلکه او به نحوی پیدا می شود و شما با خودتان می گویید: ” آیا عالی نیست که ما می توانیم فقط صحبت کنیم و مسائلمان را باهم در میان بگذاریم؟” و اینگونه است که خیانت به همسر شکل می گیرد.

این خطر ممکن است در زندگی هر زوجی رخ دهد، حتی زوج هایی که سالها از ازدواجشان می گذرد. مراجعین بسیاری داشته ام که خیانت همسر در رابطه زناشویی آنها پس از گذشت بیش از ۲۰ یا ۳۰ سال رخ داده است و متأسفانه به نظر می رسد که تعهدات اخلاقی و مذهبی نیز در این زمینه به کلی رنگ می بازند.

خانم ۴۳ ساله ای در جلسه مشاوره می گفت: ” جناب حمید ایروانی ” من اغلب که صبحها برای ورزش صبحگاهی به همراه سگ خود از منزل خارج می شدم، در یکی از روزهای بهاری با مرد جوان ۳۸ ساله ای در پارک محل زندگی ام رابطه به ظاهر ساده دوستی و گفتگو برقرار کردم و ابداً تصور نمی کردم آن ارتباط به ظاهر ساده منجر به ایجاد علاقه عاطفی میان من و آن مرد شود. “

بررسی ها نشان می داد که متأسفانه مرد جوان بصورتی زیرکانه با شناسایی نیازهایی از زن که همسر او به درستی قادر به رفع آن نبوده ، زن را مجذوب خود کرده و بدینگونه خیانت زن به شوهرش شکل می گیرد.

تحلیل رفتاری مرد جوان در جلسه مشاوره و انجام تست شخصیت شناسی نشان می داد که او علاقه ای به آن خانم نداشته و صرفاً به علت جذابیت های مادی آن خانم با او ارتباط جدی برقرار کرده است.

به عنوان مشاور خانواده و با افزایش تعداد مراجعانم به قدرت و نیروی خارق العاده نیازهای عاطفی برای کشاندن زنان یا مردان به خیانت پی برده ام. قدرت و نیروی این نیازها به حدی است که سن و سال نمی شناسد و گاهی به سادگی باورهای شخص را تحت تأثیر قرار می دهد.

 

 

برگرفته از دست نوشته های حمیدایروانی متخصص بهبود روابط همسران و مدیریت ذهن

زندگی مشترکتان در برابر خیانت همسر تا چه حد نفوذناپذیر است؟

چرا بی توجهی به نیازهای زوجین ، منجر به شکل گیری خیانت همسران میگردد؟

در ماجرای بئاتریس و راجر ، چه عاملی زمینه خیانت زن به شوهر را فراهم می کند؟

بارها این جملات را از مراجعینم شنیده ام که می گویند : ” چگونه زن یا مردی بخود اجازه می دهد که زندگی کسی که همسر دارد را تنها برای لذت خود برهم بزند ” و یا اینکه ” نمی توانم باور کنم که همسر مقید و مذهبی ام به من خیانت کرده است “

به این زوج های عزیز باید عرض کنم : مسئله خیانت به همسر بسیار ساده تر از آنچه که فکرش را می کنیم، شکل می گیرد و ارتباط چندانی به وجدان و یا اعتقادات افراد ندارد. فرآیند خیانت بسیار ساده رخ می دهد :

هر زن و مردی نیازهایی دارد که اگر توسط همسرش تامین نشود، او برای برطرف کردن آنها به روابط خارج از زندگی زناشویی گرایش پیدا خواهد کرد.

حتی اشخاصی که باورهای مذهبی یا اخلاقی محکمی نیز دارند، ممکن است به چنین ارتباطی تن دهند . ممکن است بپرسید: چرا؟

خب پاسخ بسیار واضح است. وقتی همسری با برطرف نشدن نیازهایش روبرو می شود، دچار تشنگی خواهد شد و باید سیراب شود و تا زمانیکه این تشنگی رفع نشود، زمینه های لازم برای خیانت او به همسرش فراهم خواهد بود.

از طرفی کسی هم که در فرآیند خیانت همسرتان وارد زندگی شما شده ، همانند همسر شما به دنبال رفع نیازهای خویش است و او نیز مانند تشنه ای در صحرا به دنبال آب می گردد و لذا بحث وجدان و اخلاقیات مطرح نیست.

همسری که به شما خیانت کرده و نیز کسی که با همسرتان رابطه عاطفی برقرار نموده است هردو با هدف پر کردن شکاف های زندگی شان با یکدیگر ارتباط برقرار کرده اند . شکاف هایی هم که شما در ارتباط با همسرتان نتوانسته اید پر کنید ، اکنون آن شخص جدید آمده است که آنها را پر کند.

ماجرای بئاتریس و راجر :

بئاتریس و راجر برای مشاوره در خصوص خیانت زناشویی مراجعه نموده اند.( به دلیل حفظ حریم خصوصی مراجعین ایرانی از نام های خارجی استفاده شده است)

بی توجهی راجر به نیازهای عاطفی همسرش بئاتریس موجب می شود تا او از طریق یکی از شبکه های اجتماعی با مردی رابطه دوستی ایجاد کند. این رابطه روز به روز جدی تر و عمیق تر می شود تا اینکه یکی از همسایگان به راجر اطلاع می دهد که روزهایی که او در سفرکاری است ، بئاتریس با مرد دیگری در منزلشان قرار می گذارد. راجر با برنامه ای از پیش طراحی شده بئاتریس را در منزلشان غافلگیر می کند و به خیانت زن پی می برد.

بئاتریس در جلسه مشاوره می گوید : ” آقای آریافر من تشنه محبت بودم اما همسرم نمی توانست به درستی محبتش را به من نشان دهد . او فقط به کارش فکر می کرد و بس . از طرفی راجر مدت زیادی بود که به نیازهای جنسی من بی اعتنا بود.

بئاتریس به شدت از کار خود پشیمان بود، به خصوص آنکه متوجه شده بود مردی که با او رابطه داشته با زنان دیگری در همان شبکه اجتماعی به بهانه ایجاد رابطه عاطفی و عاشقانه دوست شده و با آنها نیز رابطه جنسی برقرار کرده است.

در آن جلسه مشخص شد که راجر مدت زیادی است که از تامین نیازهای عاطفی و جنسی همسرش غفلت کرده و از طرفی روش محبت کردن به او را نیز نمی دانسته و لذا از راههایی که به مذاق بئاتریس خوش نمی آمده محبت خود را ابراز می کرده است . خوشبختانه راجر در طی چند جلسه می آموزد که چگونه بین کار و زندگی خصوصی اش تعادل ایجاد نموده و نیازهای عاطفی همسرش را شناسایی کرده و از راههای صحیح به آن پاسخ بدهد. راجر می آموزد که افراد تیپ های شخصیتی متفاوتی دارند و نحوه برخورد با آنها یکسان نیست و به اصطلاح عامیانه هر فردی قلق رفتاری خودش را دارد .

همچنین در تست های شخصیت شناسی که از بئاتریس گرفتم ، مشخص شد که او حقیقتاً به راجر و زندگی مشترکشان علاقه دارد و حرفهایش از روی ناچاری یا تظاهر نیست. بئاتریس نیز روش ارتباط موثر با همسرش را فراگرفت و اکنون بعد از گذشت دو سال آنها زندگی مشترک خوبی را در پیش گرفته و صاحب فرزند پسری نیز شده اند.

نتیجه گیری : بنابراین خانم ها و آقایان متاهل لازم است برای غیرقابل نفود کردن زندگی مشترکشان در برابر خیانت همسر ، آگاهانه رفتار کرده و به فکر راه چاره باشند و توجه کنند که انداختن تقصیرها بعد از وقوع خیانت به گردن دیگری ، نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نمی کند ، بلکه شرایط را حادتر و پیچیده تر خواهد کرد . اگر صفحات روزنامه ها را ورق بزنید پر است از پایان غم انگیز زندگی زنان یا مردانی که به خاطر خیانت همسرشان دست به قتل و یا کارهای مجرمانه دیگر زده اند.

زوج ها باید علائم هشداردهنده ای را که ممکن است موجب وقوع بی وفایی و خیانت همسران شان در زندگی زناشویی شود ، شناخته و شکاف ها و نقاط ضعف موجود در رابطه خود با همسرشان را پرکنند، در غیر اینصورت شخص دیگری خارج از چارچوب روابط زناشویی خواهد آمد و آن خلأها را پر خواهد کرد .

 

درس زندگی از خاطرات مهدی آریافر – متخصص مهارت های زندگی سالم