آیا در ماجرای زیر ، علت اصلی خیانت مرد به زن خود ، فاصله فیزیکی و دوری آنها بوده است؟ 

لوسیا خانمی ۴۷ ساله از تهران بواسطه بی وفایی و خیانت شوهرش برای مشاوره مراجعه کرده بود. همسر او به نام پیتر ، پزشک متخصص مغز و اعصاب و حدود ۵۶ سال سن داشت. ( به دلیل حفظ حریم خصوصی مراجعین دفتر مشاورین درس زندگی ، از اسامی خارجی بجای اسامی ایرانی استفاده شده است)

مطب پیتر در شهر دیگری واقع بود و لذا او بطور معمول هر دو هفته یک مرتبه و آنهم تنها دو شب را در کنار همسر و فرزندانش سپری می کرد. لوسیا و پیتر مدت ۲۰ سال است که با یکدیگر ازدواج کرده اند که ماحصل آن، دو فرزند پسر و دختر است که در زمان مراجعه این زوج برای مشاوره به ترتیب ۹ و ۱۶ ساله بودند.

لوسیا از حدود یک سال قبل متوجه کم توجهی پیتر به خود و فرزندانشان شده است، اما چندان اهمیتی به آن نمی داد تا اینکه در یکی از روزهایی که پیتر بعد از غیبتی ۴ هفته ای برای دیدن آنها بخانه برگشته بود،در شب مراجعه، لوسیا که به شدت مشتاق دیدن همسر بوده و پذیرایی و استقبال گرمی را برای او تدارک دیده بود، با برخورد بسیار سرد همسرش مواجه می شود. پیتر به محض ورود با سلام و احوالپرسی مختصر و ساده اعلام می کند که خیلی خسته است و بلافاصله به اتاقش رفته و می خوابد. همچنین او توجهی به فرزندانشان هم نمی کند.

هرچند پیش از این نیز پیتر کم توجهی هایی از خود نشان داده بود اما شدت آن تا بدین اندازه نبوده است. لوسیا که دیگر به رفتارهای همسرش شک کرده است، شروع به تفحص و بررسی می کند و پس از مدتی متوجه می شود که پیتر در شهری که مشغول به طبابت است با خانم دیگری به نام ناتاشا ارتباط عاطفی و جنسی برقرار کرده است و بدین نحو به همسر خود خیانت نموده است.

وقتی بصورت جداگانه با طرح پرسش هایی به بررسی رابطه پیتر با ناتاشا پرداختم، متوجه شدم که ارتباط عاطفی و جنسی آنها در مراحل پیشرفته ای بوده ، بطوریکه تقریباً تمام نیروی فکری، ذهنی و جنسی پیتر صرف ناتاشا می شده است. چنین امری خواه ناخواه وضعیت ارتباط عاطفی و جنسی طرفین را به حالتی درمی آورد که امور پنهان نگهداشته شده ، به تدریج آشکار خواهد شد.

شاید این پرسش در ذهن شما ایجاد شود که عامل اصلی خیانت مرد به زن ، دوری آنها بوده است و همین امر میان آن زوج، فاصله روحی و عاطفی عمیق ایجاد کرده است.

هرچند دوری پیتر و لوسیا در شکل گیری بی وفایی و خیانت شوهر به همسر ، بی تأثیر نبوده است اما حقیقتاً مشکل آنها در جای دیگری بود.

بارها در مراجعاتی که داشته ام، مشاهده کرده ام که تنها در کنار هم بودن زوجین، موجب دوستی عمیق و حفظ و دوام زندگی زناشویی شان نمی شود، بلکه دوستی از تمایل به اهمیت دادن به یکدیگر شکل می گیرد.

وقتی یک فرد متأهل نیاز به کمک دارد، همسرش باید خیلی سریع برای حمایت از او حاضر شود. در غیراینصورت فرد دیگری خارج از چارچوب روابط زناشویی، اینکار را انجام خواهد داد و هنگامیکه بین آنها تمایل دو جانبه برای رفع نیازهای یکدیگر وجود داشته باشد ، دوستی در طول زمان عمیقتر شده و بی وفایی و خیانت به همسر شکل می گیرد.

خوشبختانه در طی جلسات مشاوره و با بکارگیری تکنیک های خاص، پیتر واکنش های امیدوارکننده ای از خود نشان داد که بعدها توانست در مشاوره هایم ، به بازسازی زندگی مشترک او و همسرش کمک بسزایی نماید.

از طرفی لوسیا هم که به نقاط ضعف خود در رابطه با همسرش پی برده بود و همچنان تمایل داشت تا زندگی مشترک با پیتر را حفظ کند، قول داد تا شکافهایی را که در رابطه او و همسرش در طی جلسات مشاوره شناسایی کرده بودم، مرتفع نموده تا زمینه ترمیم روابطشان را فراهم سازد.

 

درس زندگی از مهدی آریافر – مشاور و متخصص ترمیم و بازسازی زندگی زناشویی پس از خیانت
با سپاس از همکاری افتخاری دانیال شهرابی از شرکت کنندگان
دوره های آموزشی ” گروه درس زندگی ” برای تنظیم این متن

فهرست